تبليغاتX
گوش به فرمان من ! ....آتش ...
 
گوش به فرمان من ! ....آتش ...
 
 
 
برای خواند داستانها به لینک های زیر مراجعه کنید :

 

نخستین پادشاه ایران

بابک خرمدین زنده است

پیشکش به شاپور ساسانی

صدای جاودانه دختران ایرانی

شیر زنان ایران

آموزگاران ما

سرداری برای بودن و نبودن

نگاه و ندای ریش سفید

فرار به چه قیمت ؟!

ارزش رایزنی و مشورت

ارد اول و سورنا

ما همه نادریم

انتهای راه

در بسته ایی وجود ندارد

فرگون زیبا

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 3:11  توسط مهدی مرام  | 
 

 

بسیاری از مواقع رابطه هایی که دختران و پسران ما شروع می کنند، از بیخ و بن دارای اشتباهات غیر قابل اجتناب است، در حالی که برای یک ازدواج موفق باید پی و بنیان رابطه مستحکم و درست باشد. برای داشتن یک ازدواج موفق ابتدا باید یک شروع خوب داشت.

چگونه می توان یک رابطه مناسب برای ازدواج را شروع کرد؟؟

بهترین کار این است که قبل از درگیر شدن با احساسات عاطفی و امیال غریزی بیش تر روی عقل و منطق تأکید کنیم و با چشم باز یکدیگر را بشناسیم. یعنی:

با انتخاب درست و عقلانی

این موضوعی است که همه سفارش می کنند و همه می دانند، اما وقتی پای عمل می رسد، جوانان ما معمولاً بی توجه به آن دست به اقداماتی می زنند؛ مطلبی که اینجا می خواهم عنوان کنم این است که:

þ      چگونه باید از راه عقلی وارد شد؟

þ      چگونه اصل جهان شمول و مشخص" عقل" را به صورت عملی در انتخاب خود دخالت داد؟

q      تعیین ملاک ها و معیارهای درست

q      شناخت فرد و ارزیابی منطقی او

q      جلوگیری از خطای طرف مقابل

که به طور مجزا و کامل توضیح داده خواهند شد.

 

1.     تعیین ملاک ها و معیارهای درست

برای این کار ابتدا باید تعریف مشخصی از ملاک ها و معیارهای مشخص خود ارائه دهیم. هویت خود را بشناسیم و با توجه به اعتقادات خود ملاک های انتخاب همسر را با توجه به اولویت روی یک برگ کاغذ بنویسیم.

نکته اول: در این مرحله باید بدانیم آیا هر یک از معیارهای مشخص شده، برای داشتن یک رابطه مناسب ارزش درونی و حقیقی دارد یا خیر؟ یعنی مشخص کنیم این ملاک چه اندازه در زندگی آینده ما برای رفع مشکلات احتمالی که معمولاً در خانواده ها ایجاد می شود، موثر واقع خواهد شد. تا چه اندازه حلال آن مشکلات است یا حتی چقدر می تواند از بروز یک مشکل احتمالی جلوگیری کند؟

به عنوان مثال اگر قیافه جذاب ملاک ماست، ببینیم تا چه حد از به وجود آمدن مشکلات احتمالی که معمولاً در خانواده ها به وجود می آید، جلوگیری می کند؟ یا این که  چهره زیبا تا چه اندازه حلال مشکلات است؟

نکته دوم: ملاک مورد نظر تا چه حد پایدار و باقی است؟ یعنی تعیین کنیم که ملاک مورد نظر تا چه حد در آینده نیز وجود دارد و به یاری ما می شتابد. مثلاً در مورد زیبایی می توان گفت که با مرور زمان یا حتی خدای نا کرده با یک اتفاق ناگوار از بین خواهد رفت، پس چگونه این ملاک می تواند اساس انتخاب یک فرد به عنوان همسر که همان اساس زندگی آینده است را تأمین کند؟

چون ملاک در واقع پایه و اساس زندگی است، پایداری آن اثر بسیار زیادی بر تداوم زندگی و خوشبختی دارد. اگر ملاکی انتخاب شود که در آینده به دلایلی از بین برود، خانواده از ریشه به صورت نهانی سوزانده خواهد شد.

نکته سوم: اگر ملاک ارزش حقیقی و درونی دارد، ارزش ملاک تا چه اندازه پایدار می ماند؟ و این که چه کنیم تا ارزش ملاک پایدار بماند؟ یعنی اگر ملاک پایدار بود و از بین نرفت، آیا نقش تعیین کننده دارد و می تواند جای بقیه مسائل را بگیرد؟ چون تنها در این صورت است که فرد بر همان ملاک اولیه باقی می ماند و نظرش عوض نمی شود. مثلاً شخصی ثروت کلانی دارد و با اطمینان از این که ثروت وی تا مدت طولانی از بین نمی رود، با ملاک داشتن پول و ثروت با وی ازدواج کنیم، و ارزش ملاک را هم به دلیل نیاز به پول برای ادامه زندگی در نظر بگیریم. باید مشخص کرد آیا داشتن پول می تواند جبران (مثلاً) اخلاق بد طرف را بکند؟ و تا آخر زندگی با او، تا چه حد می توان یک خصوصیت نادرست او را به دلیل داشتن پول تحمل کرد؟

تنها راه برای این که ارزش ملاک پایدار بماند، این است که ملاک درستی را انتخاب کنیم و با تدبیر و درایت همه مسائل مربوط و احتمالات را بسنجیم. بهترین و بدترین شرایط را در کنار هم در نظر بگیریم.

نکته چهارم: عکس العمل طرف مقابل در برابر ملاک انتخاب شده چیست و چقدر می تواند برای تداوم زندگی موثر باشد؟ در این مرحله اگر فرد به دلیل نقصان عقلی یا ... ملاک نادرستی را انتخاب کرده باشد، با محک زدن ملاک خود از دیدگاه طرف مقابل به صورت این که خود را جای او بگذارد و ارزش ملاک را تعیین کند، به اشتباه خود پی خواهد برد.

برای مثال انتخاب ملاک دینداری در انتخاب همسر می تواند به وی یک اعتماد به نفس دهد و شما را به چشم یک انسان پخته و عاقل ببیند و اگر هم چنین حالتی نداشته باشد، عدم لیاقت وی برای ازدواج با شما مبرهن می شود.

با انتخاب این روش به راحتی می توانیم درستی یا نادرستی ملاک های خود را بسنجیم.

منظور از ملاک، در این بخش از صحبت ها ملاک اصلی بود. اما نباید از یاد برد که یک ملاک به تنهایی برای انتخاب درست مناسب نیست. چیزی که مهم است تعادل در انتخاب ملاک هاست. در ادامه چند ملاک درست از دیدگاه خودم بیان می کنم، باشد تا برای خوانندگان مفید واقع شود:

اگر شخص احساساتی و زودباور و ظاهر بینی هستیم، بهتر است به خود تلقین کنیم که انتخاب عقلایی داشته باشیم و سعی کنیم این خصوصیات نادرست خود را اصلاح کنیم چرا که تنها کسی که از این رفتار آسیب خواهد دید، خود ما هستیم.

 

1.     شناخت فرد و ارزیابی منطقی او

قبل از این که دست به انتخاب بزنیم با توجه به ملاک هایمان و با استفاده از شناخت فرد مورد نظر، به یک ارزیابی منطقی نایل شویم.

گفتیم قبل از شناخت و انتخاب درست به برقراری رابطه[1] مبادرت نورزید تا از آسیب ها و پیامدهای احتمالی آن در امان باشید. این سوال پیش می آید که چگونه فرد مورد نظر را در مدت کوتاه با توجه به این محدودیت ها می توان شناخت؟

مطلبی در یکی از پست های قبلی[2] به این صورت بیان شد:

q   « شاید برای داشتن یک دوستی محکم 2 سال آشنایی کافی باشد و طرفین یکدیگر را شناخته شده می دانند، اما در مورد ازدواج باید گفت شناخت فقط مستلزم زمان نیست، بلکه دو نفر که در دو فرهنگ متفاوت بزرگ شده اند، بایستی در موقعیت های مختلف موضع هم را ببینند(در میان جمع دوستان به دلیل اثری که دوست در شکلگیری شخصیت فرد دارد، در میان اعضای خانواده، در اماکن عمومی مختلف و در صورت امکان در محیط کار) با رعایت این گزینه چیزهای بسیاری در مورد گزینه ازدواج خود کشف خواهیم کرد. علاوه بر این مواردی هستند که بایستی طرفین حتماً راجع به آن ها صحبت کنند و نظرات شخصی خود را بدون سانسور بیان و از نظرات صادقانه طرف مقابل نیز مطلع شود.»

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 2:59  توسط مهدی مرام  | 
در مورد این مطلب باید گفت که بله در مورد ازدواج شناخت فقط مستلزم زمان نیست، اما شناخت فرد با استفاده از مطالب بیان شده در بالا برای هرکسی امکان تحقق ندارد و فقط در شرایط خاص داشتن نسبت فامیلی یا ... صدق می کند. اما نا امید نباید شد، چرا که بدون گذر زمان و برقراری رابطه احساسی می توان به مطالب مورد نیاز در مورد همسر آینده دست یافت. برای این کار باید با ریشه و خط مشی های فکری فرد آشنا شد که در واقع همه رفتار یک فرد از آن جا نشأت می گیرد.

برای دستیابی به خط مشی های فکری عقیدتی، صحبت های صادقانه پیرامون موضوعات مختلف سفارش می شود.

با توجه به تمامی کتاب هایی که در مورد ازدواج موفق خوانده ام و نظرات کسانی که به ازدواج موفق دست یافته اند، به یک وحدت نظر در مورد همه آن ها پی بردم و آن این است که بزرگترین چیزی که برای ایجاد موفقیت در زندگی دو نفر مطرح است، همان شباهت آن ها به یکدیگر است که تفاهم نامیده می شود و ما معمولاً به صورت گذرا از کنار آن رد می شویم و فقط آن را به صورت جنبه مزاح در می آوریم. اگرچه شباهت اصل اساسی توفیق در ازدواج است، اما گزینه هایی که عموماً برای آن به کار می بریم معمولاً درست نیست. ما منظور از داشتن تفاهم را در کارهای ظاهری خلاصه می کنیم در صورتی که بیش تر داشتن تفاهم(شباهت) در اعتقادات است که ما را به سوی موفقیت سوق می دهد

چرا شبیه بودن یا به اصطلاح تفاهم داشتن موجب حرکت به سوی موفقیت می شود؟

چون پیامد هر اختلاف (در عقیده، نظر یا رفتار)، نیازمندی به مذاکره و سازگار شدن است. مذاکره برای سازگار شدن محتاج گذشت یکی از طرفین یا هر دو است. بنابراین باید طرفین انعطاف پذیری زیادی داشته باشند. اگر انعطاف پذیری کم باشد، رنجش و ناراحتی ای که به وجود می آید، می تواند برای همیشه بنیان خانواده را سست کند. همچنین بعد از هر تغییری استرس خاصی وجود دارد.

برای شناخت فرد مورد نظر و آشنایی با نقاط قوت یا ضعف بایستی از راه های زیادی استفاده کرد. با توجه به این که هر فرد یک سری نقاط ضعف و عیب دارد، برای تداوم بیش تر زندگی نه تنها باید از گذشت بهره بگیریم، اما بهترین راه آن است که همسری را انتخاب کنیم که عیب های او برای ما قابل تحمل تر است. چرا که این گونه زمینه بهتری هم برای رفع عیب ها ایجاد می شود.

در زیر به 70 مورد از شباهت های تعیین کننده زندگی می پردازیم که اگر در این آزمون بیش از 50 مورد شباهت وجود داشت، می توان پیش بینی کرد و با اطمینان بیش تری گفت که زندگی طرفین، یک زندگی موفق خواهد بود. البته روی برخی از این موارد باید دقت و حساسیت بیش تری نشان داد مثل مورد چهارم.

 دانستن هر کدام از این موارد از طریق صحبت صادقانه، تحقیق، مشاهده و ... امکان پذیر است.


 

1-     بیان معیارهای انتخاب همسر

2-     بیان خط مشی کلی زندگی

3-     زمینه های اقتصادی خانواده

4-   فرهنگ اجتماعی خانواده: با توجه به این که رفتار هر کس فقط در فرهنگ خودش قابل توجیه و تفسیر است، آیا از نظر فرهنگ خاواده ها در یک سطح قرار داریم؟

5-    نظر در مورد توزیع قدرت در خانواده: شیوه اداره خانه به صورت سنتی یا امروزی؟

6-     مهارت های کلامی: خوش سر و زبان بودن یا سکوت

7-   طرز نگاه به حوادث و اشیا: تحلیلگر یا احساسی بودن فرد در مقابله با یک رویداد. برای مثال می توان گفت که بعد از مشاهده یک فیلم، دوست دارد به نقد و بررسی فیلم و بیان نقاط قوت و نقص آن بپردازد یا حالت و احساسی را که به او دست داده بیان کند.

8-     میزان احساس مسئولیت فرد در قبال خانواده، کار و ...

9-     ارزش های کلی و مشترک

10-میزان اهمیت قائل شدن برای حرف مردم

11-تعداد فرزندان مورد نظر

12-    زمان بچه دار شدن

13-    فاصله سنی میان فرزندان

14-    سلیقه تربیت فرزندان

15-  نظر در مورد سیگار کشیدن و دیگر زمینه های اعتیادآور: اعتیاد به یک رفتار مشخص، حتی در زمینه اعتیادهای سالم تر مثل اعتیاد به کتاب، کار و ... گرچه اعتیاد به خودی خود مضر است.

16-    میزان ارتباط با خانواده همسر

17-    موضع گیری در مقابل میزان دخالت دیگران در مسائل خانوادگی

18-    فلسفه سیاسی

19-    مشرب و خلق و خو(میزان اجتماعی بودن فرد)

20-  نقش اختلاف و طرز حل و فصل آن: اختلاف در زندگی باید باشه یا اصلاً نباید باشه. اگر اختلافی به وجود آمد، چگونه آن را حل و فصل کنیم؟

21-    در بروز مشکلات یا جلوگیری از ایجاد آن ها و حل آن ها معنویات چاره کار هستند یا منطق یا هر دو؟

22-    وقت شناسی

23-    آرزوها و انگیزه های درونی طرفین

24-    آیا موقعیت شما را در کنار موقعیت خود درک می کند؟

25-    آیا منافع شما را در کنار منافع خود در نظر می گیرد؟

26-    تا چه اندازه در مسایل مالی به همسرتان آزادی عمل می دهید؟

27-    تا چه اندازه در مسایل احساسی به همسرتان آزادی عمل می دهید؟

28-    تا چه اندازه در مسایل کلی زندگی به همسرتان آزادی عمل می دهید؟

29-    نگرش در مورد چاقی و لاغری و تناسب اندام

30-    میزان شرکت در مراسم های مذهبی

31-    اعتقادات مذهبی

32-    وابستگی و اتکا به طرف مقابل

33-    پرداختن خانواده به امور معنوی

34-    میل به صمیمیت کلامی(ابراز عشق)

35-    میزان انرژی برای فعالیت های جسمانی

36-    طرز برخورد با خشم

37-    دوستی با دیگران

38-    میزان پولی که باید پس انداز یا خرج شود.

39-    چه مبلغی باید خرج لباس و تعطیلات شود؟

40-    چه مبلغی باید خرج خوراک شود؟

41-    میزان پولی که باید خرج دیگران (افراد خارج از خانواده) شود.

42-    قبول میزان ریسک موجود در سرمایه گذاری ها.

43-    نگرش در مورد شغل همسر و موافقت با اشتغال برای خانم ها.

44-    نگرش در مورد تحصیلات.

45-    توقع خلوت داشتن: میزان وقتی که توقع دارید، طرف مقابل برای شما بگذارد.

46-    میزان صرف وقت با خانواده

47-  میزان جاه طلبی: تمایل دارید که زندگی آینده شما در چه سطحی باشد؟ چقدر تجمل پرست هستید و چشم و هم چشمی و ... را مورد قبول می دانید یا نه؟

48-    هدف های اصلی زندگی

49-    برنامه های آینده برای رسیدن به آن اهداف

50-    سرگرمی ها و علایق

51-    معیارهای سلامتی بهداشتی، وقت مراجعه به پزشک.

52-    طرز برخورد با بیماری

53-    مهارت های میان شخصی و اجتماعی

54-    موضع فرد در اجتماع ها (فامیل، دوستان، محیط کار و ...)

55-    میزان پرداختن به فعالیت های اجتماعی

56-    موسیقی مورد علاقه

57-    نوع مسافرت مورد علاقه

58-    طرز گذراندن تعطیلات

59-  هوش: بایستی هوش هر دو طرف به یک اندازه باشد، هر دو نابغه، هر دو متوسط یا هر دو خنگ. چرا که برای مثال اگر هر یک از طرفین گمان کنند که طرف مقابل متوجه منظور او نشده است، شرایط ناخوشایند و تنش عظیمی ایجاد خواهد شد

60-    تحصیلات رسمی که دارند.

61-    چگونگی انتخاب محل زندگی

62-    اندازه و سبک خانه

63-    زمان خوابیدن و بیدار شدن

64-    نوع مبلمان، تزئینات و دکوراسیون خانه

65-    نوع برگزار کردن مناسبت ها

66-    درجه حرارت خانه در شبانه روز

67-    برنامه های مورد علاقه تلویزیونی

68-    فعالیت های هنگام صرف نهار و شام: مانند صحبت کردن، تلویزیون تماشا کردن و ...

69-    انتظار از نقش یکدیگر در ازدواج

70-    بیان صادقانه عیب ها و نواقص اخلاقی خود و تحقیق در مورد برخورد طرف مقابل با آن عیب.

71-    بیان صادقانه بیماری های خاص برای پیشگیری از بروز مشکلات در این مورد.

72-    هدف از برقراری رابطه جنسی

73-    انگیزه و علایق جنسی


 

لازم است طرفین آن چه که به آن عمل می کنند، و ایمان دارند، (یعنی اعتقاد قلبی دارند و به آن پایبند هستند) بیان کنند نه آن چه که فکر می کنند طرف مقابل می خواهد.

قبلاً هم گفته شد اگر کسی همسرش را آن طوری که واقعاً می خواهد انتخاب نکند، دو نفر را بدبخت کرده است.

لزوم خود بودن(خود واقعی بودن): آن طور که هستید باشید، چراکه:

q      همیشه نمی توانید تظاهر کنید.

q   خود واقعی را نشان ندادن همواره پیامد انتخاب نادرست همسر را در بر دارد. در حالی که اگر خودتان باشید و در این راه صادقانه قدم بردارید، می توانید همسر دلخواه و ایده آل تری را برای خود انتخاب کنید.

باید توجه شود که تعیین معیار به صورت غیر مستقیم و با جمع بندی اخلاق فرد و شباهت ها با قیاس فرد با خودمان می تواند بر انتخاب همسر اثر بگذارد.

2.     جلوگیری از خطای طرف مقابل

بحثی که این جا مطرح می شود این است که گیریم خودمان همه اصول را رعایت کردیم، اما رفتار هرکس به دست خود وی است؛ در همان ابتدا چگونه می توان از صداقت فرد مقابل اطمینان کسب کرد و روی سخنان او حساب کرد.  چگونه می توان فرد مقابل را از انجام دادن اشتباهات احتمالی بر حذر داشت.

اول این که در برقراری یک رابطه بالاخره با استفاده از نیروی عقل می توان ضد و نقیض سخنان و کردار طرف را مشخص ساخت.

از طرفی باید قبل از صحبت طرف مقابل را با استفاده از ادله ای که گفته شد توجیه کرد.

اما با توجه به این که برخی به دلایل مسائل مختلف حتی بعد از توجیه شدن از برخورد صادقانه اجتناب می کنند، هوشیاری هر چه بیش تر توصیه می شود.

ضمناً هیچ کاری بدون رضایت الهی و مشیت خداوند، تحقق نخواهد یافت. اگر چه استفاده از عقل شرط اول صحت هر کاری است، اما داشتن انگیزه الهی و توکل بر خدای یگانه می تواند ما را از ایجاد مشکلات احتمالی بر حذر دارد.

بعد از انتخاب درست و عقلایی، دوستی سالم پسر و دختر، دوستی ای است که در آن سه شرط زیر تحقق داشته باشد:

þ      عدم پنهان کاری چه برای یکدیگر و چه برای اطرافیان (یعنی خانواده ها)

þ   عدم وجود شرایط نادرستی که منجر به ناممکن بودن ازدواج بشود، یعنی مخالفت خانواده ها، عدم تناسب در سن مورد قبول عرف، فاصله طبقاتی زیاد یا ... که بارزترین آن ها در پست ازدواج راهی برای رسیدن به هدف بیان شد.

þ      داشتن قصد ازدواج.

منابع: کتاب در جستجوی عشق زندگی(همسر شایسته خود را انتخاب کنید) دکتر نیل کلارک وارن، ترجمه مهدی قراچه داغی نشر اوحدی و مخ خودم



[1] این جا منظور از رابطه رفت و آمدهای خصوصی و در خلوت معنا می شود. جایی که حرف های عشقولانه رد و بدل می شود و طرفین بیش تر از روی احساس و غریزه عمل می کنند.

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 2:58  توسط مهدی مرام  | 

 

راجع به تحمل یکی از دوستان یه نظر خیلی قشنگ داد که دلم نمی یاد راحت از کنارش رد شم و نگذارمش تو وبلاگ:

« گاهی خوبه که آدم از دست همسرش، پدرش، مادرش یا دوستی که خیلی روش حساب می کنه رو دست بخوره و به ستوه بیاد... گاهی خوبه یکی از کسانی که فکر می کرده بهترینه اونو تنها بگذاره چرا که فقط اون موقع است که می فهمه تنها کسی که باید به او رجوع کنه و چیزی بخواد همانا خداوند بی همتاست.............. »

اینم یه حرفیه

خدا را جا به دلهای شکسته است

دل بشکسته جو تا می توانی

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 2:40  توسط مهدی مرام  | 

 

امام باقر (ع) می فرمایند: «تحمل کردن قبر عیب هاست»

طاقت و تحمل و استقامت انسان در عبور از دل مصیبت هاست که تعیین می کند که انسان تا چه اندازه خوشبخت است.

به راستی تحمل چه از طرف فرد و چه از طرف اطرافیان- چه اثری بر تحقق موفقیت یا از بین رفتن یک خصوصیت نادرست دارد.

روی این موضوع فکر کنید و نظرات و پیشنهادات خود را در رابطه با آن بفرستید. در پست های آینده این موضوع را نقد می کنیم...

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 2:37  توسط مهدی مرام  | 
به برکه ای فکر کردیم

و ماهی های طلایی اش

به چمنزار و کفش دوزک و

سکوت پهناورش

فردا

       اما

              بر شهر غورباقه بارید

 |+| نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 2:59  توسط مهدی مرام  | 
 
  بالا