تبليغاتX
گوش به فرمان من ! ....آتش ... - راهکارهای داشتن یک ازدواج موفق- 1
 
گوش به فرمان من ! ....آتش ...
 
 
 
 

 

بسیاری از مواقع رابطه هایی که دختران و پسران ما شروع می کنند، از بیخ و بن دارای اشتباهات غیر قابل اجتناب است، در حالی که برای یک ازدواج موفق باید پی و بنیان رابطه مستحکم و درست باشد. برای داشتن یک ازدواج موفق ابتدا باید یک شروع خوب داشت.

چگونه می توان یک رابطه مناسب برای ازدواج را شروع کرد؟؟

بهترین کار این است که قبل از درگیر شدن با احساسات عاطفی و امیال غریزی بیش تر روی عقل و منطق تأکید کنیم و با چشم باز یکدیگر را بشناسیم. یعنی:

با انتخاب درست و عقلانی

این موضوعی است که همه سفارش می کنند و همه می دانند، اما وقتی پای عمل می رسد، جوانان ما معمولاً بی توجه به آن دست به اقداماتی می زنند؛ مطلبی که اینجا می خواهم عنوان کنم این است که:

þ      چگونه باید از راه عقلی وارد شد؟

þ      چگونه اصل جهان شمول و مشخص" عقل" را به صورت عملی در انتخاب خود دخالت داد؟

q      تعیین ملاک ها و معیارهای درست

q      شناخت فرد و ارزیابی منطقی او

q      جلوگیری از خطای طرف مقابل

که به طور مجزا و کامل توضیح داده خواهند شد.

 

1.     تعیین ملاک ها و معیارهای درست

برای این کار ابتدا باید تعریف مشخصی از ملاک ها و معیارهای مشخص خود ارائه دهیم. هویت خود را بشناسیم و با توجه به اعتقادات خود ملاک های انتخاب همسر را با توجه به اولویت روی یک برگ کاغذ بنویسیم.

نکته اول: در این مرحله باید بدانیم آیا هر یک از معیارهای مشخص شده، برای داشتن یک رابطه مناسب ارزش درونی و حقیقی دارد یا خیر؟ یعنی مشخص کنیم این ملاک چه اندازه در زندگی آینده ما برای رفع مشکلات احتمالی که معمولاً در خانواده ها ایجاد می شود، موثر واقع خواهد شد. تا چه اندازه حلال آن مشکلات است یا حتی چقدر می تواند از بروز یک مشکل احتمالی جلوگیری کند؟

به عنوان مثال اگر قیافه جذاب ملاک ماست، ببینیم تا چه حد از به وجود آمدن مشکلات احتمالی که معمولاً در خانواده ها به وجود می آید، جلوگیری می کند؟ یا این که  چهره زیبا تا چه اندازه حلال مشکلات است؟

نکته دوم: ملاک مورد نظر تا چه حد پایدار و باقی است؟ یعنی تعیین کنیم که ملاک مورد نظر تا چه حد در آینده نیز وجود دارد و به یاری ما می شتابد. مثلاً در مورد زیبایی می توان گفت که با مرور زمان یا حتی خدای نا کرده با یک اتفاق ناگوار از بین خواهد رفت، پس چگونه این ملاک می تواند اساس انتخاب یک فرد به عنوان همسر که همان اساس زندگی آینده است را تأمین کند؟

چون ملاک در واقع پایه و اساس زندگی است، پایداری آن اثر بسیار زیادی بر تداوم زندگی و خوشبختی دارد. اگر ملاکی انتخاب شود که در آینده به دلایلی از بین برود، خانواده از ریشه به صورت نهانی سوزانده خواهد شد.

نکته سوم: اگر ملاک ارزش حقیقی و درونی دارد، ارزش ملاک تا چه اندازه پایدار می ماند؟ و این که چه کنیم تا ارزش ملاک پایدار بماند؟ یعنی اگر ملاک پایدار بود و از بین نرفت، آیا نقش تعیین کننده دارد و می تواند جای بقیه مسائل را بگیرد؟ چون تنها در این صورت است که فرد بر همان ملاک اولیه باقی می ماند و نظرش عوض نمی شود. مثلاً شخصی ثروت کلانی دارد و با اطمینان از این که ثروت وی تا مدت طولانی از بین نمی رود، با ملاک داشتن پول و ثروت با وی ازدواج کنیم، و ارزش ملاک را هم به دلیل نیاز به پول برای ادامه زندگی در نظر بگیریم. باید مشخص کرد آیا داشتن پول می تواند جبران (مثلاً) اخلاق بد طرف را بکند؟ و تا آخر زندگی با او، تا چه حد می توان یک خصوصیت نادرست او را به دلیل داشتن پول تحمل کرد؟

تنها راه برای این که ارزش ملاک پایدار بماند، این است که ملاک درستی را انتخاب کنیم و با تدبیر و درایت همه مسائل مربوط و احتمالات را بسنجیم. بهترین و بدترین شرایط را در کنار هم در نظر بگیریم.

نکته چهارم: عکس العمل طرف مقابل در برابر ملاک انتخاب شده چیست و چقدر می تواند برای تداوم زندگی موثر باشد؟ در این مرحله اگر فرد به دلیل نقصان عقلی یا ... ملاک نادرستی را انتخاب کرده باشد، با محک زدن ملاک خود از دیدگاه طرف مقابل به صورت این که خود را جای او بگذارد و ارزش ملاک را تعیین کند، به اشتباه خود پی خواهد برد.

برای مثال انتخاب ملاک دینداری در انتخاب همسر می تواند به وی یک اعتماد به نفس دهد و شما را به چشم یک انسان پخته و عاقل ببیند و اگر هم چنین حالتی نداشته باشد، عدم لیاقت وی برای ازدواج با شما مبرهن می شود.

با انتخاب این روش به راحتی می توانیم درستی یا نادرستی ملاک های خود را بسنجیم.

منظور از ملاک، در این بخش از صحبت ها ملاک اصلی بود. اما نباید از یاد برد که یک ملاک به تنهایی برای انتخاب درست مناسب نیست. چیزی که مهم است تعادل در انتخاب ملاک هاست. در ادامه چند ملاک درست از دیدگاه خودم بیان می کنم، باشد تا برای خوانندگان مفید واقع شود:

اگر شخص احساساتی و زودباور و ظاهر بینی هستیم، بهتر است به خود تلقین کنیم که انتخاب عقلایی داشته باشیم و سعی کنیم این خصوصیات نادرست خود را اصلاح کنیم چرا که تنها کسی که از این رفتار آسیب خواهد دید، خود ما هستیم.

 

1.     شناخت فرد و ارزیابی منطقی او

قبل از این که دست به انتخاب بزنیم با توجه به ملاک هایمان و با استفاده از شناخت فرد مورد نظر، به یک ارزیابی منطقی نایل شویم.

گفتیم قبل از شناخت و انتخاب درست به برقراری رابطه[1] مبادرت نورزید تا از آسیب ها و پیامدهای احتمالی آن در امان باشید. این سوال پیش می آید که چگونه فرد مورد نظر را در مدت کوتاه با توجه به این محدودیت ها می توان شناخت؟

مطلبی در یکی از پست های قبلی[2] به این صورت بیان شد:

q   « شاید برای داشتن یک دوستی محکم 2 سال آشنایی کافی باشد و طرفین یکدیگر را شناخته شده می دانند، اما در مورد ازدواج باید گفت شناخت فقط مستلزم زمان نیست، بلکه دو نفر که در دو فرهنگ متفاوت بزرگ شده اند، بایستی در موقعیت های مختلف موضع هم را ببینند(در میان جمع دوستان به دلیل اثری که دوست در شکلگیری شخصیت فرد دارد، در میان اعضای خانواده، در اماکن عمومی مختلف و در صورت امکان در محیط کار) با رعایت این گزینه چیزهای بسیاری در مورد گزینه ازدواج خود کشف خواهیم کرد. علاوه بر این مواردی هستند که بایستی طرفین حتماً راجع به آن ها صحبت کنند و نظرات شخصی خود را بدون سانسور بیان و از نظرات صادقانه طرف مقابل نیز مطلع شود.»

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 2:59  توسط مهدی مرام  | 
 
  بالا